همای شعر Bird Of Poem
وبلاگی با موضوعِ اشعار و بداهه های زیبا و متن های ادبی و فلسفی تاثیر گذار
شنبه 30 مرداد 1395 :: نویسنده : ساسان عزیزی
چقدر دلتنگ عطر غزل های توام
وقتی
قافیه هایت
به می مانم ختم می شد
تبلور روزهای بودنت را
در انبوه مژه هایم حس می کردم
سپید که می بافتی
آسمان همیشه عاشق خورشید بود،
*و دستانم
آخرین تصمیمی بود
که باید می گرفتی و دور می شدی!*
 چقدر عامیانه عاشق بودی
 زندگی را با سر تاس هیچ تاجری اندازه نمی گرفتی
 شعله های نگاهت را
وقتی جان تشنه ی مرا به آتش می
کشید دوست داشتم
چقدر دلگیرم
از،تمام روزهای بدون تو بودن
جان من،
ببین !
هنوز هم
دستانم تصمیم نگرفته ایست
که هر بار برای آغوش دستانت
در هم فرو می ریزد ...

فائزه جداء

«مطلب نشانه گذاری شده در شعر برگرفته از شعر زیبای استاد شمس لنگرودی است»

*دستهای تو تصمیم بود باید می گرفتم و دور می شدم*
شمس لنگرودی





نوع مطلب : فائزه جداء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
-
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات